دست‌نوشته‌هایی پیرامون ادبیات، هنر و جامعه از خشایار مصطفوی
درباره‌ِ‌ی من About me:

دقیقه‌ای با اورسن ولز



1. همشهری کین فیلمی بود که پیش از زمان خود ساخته شده بود اما فروش خوبی نداشت و نادیده گرفته شد. 1941

2. امبرسون های با شکوه، در میانه راه از دست کارگردانش به در آمد و به دلیل ضرورت های اقتصادی دوران جنگ دوم با بی رحمی تهیه‌کننده‌ها از 132 دقیقه به 88 دقیقه کوتاه گردید و پایان آن خوش شد. 1942

3.فیلم بانویی از شانگهای به دلیل ابهام روایی خود باز هم از سوی تماشاگران با استقبال رو به رو نشد و موجب شد ولز تا یک دهه همچون کارگردانی غیر قابل اعتماد در هالیوود شناخته شود. 1947
4.فیلم آقای آرکادین کوشش بلند پروازانه‌ای بود که با بودجه‌ی اندک به شدت شکست خورد. 1955

5. ولز یکبار ۱۸ هات داگ را پشت سر هم در رستوران پینک خورده است.

6. ژان کوکتو درباره‌ی او گفته: « او غولی است با نگاهی کودکانه ، تنبلی فعال و پر تحرک ، دیوانه‌ای فرزانه که وقتی می خواهند به او آرامش تقدیم کنند ، خود را به مستی می زند ... سکون ، تنبلی و گوشه گیری او به مانند خواب زمستانی یک خرس زورمند است.»

7.نشانی از شر در سال پخش خود ، به جز در فرانسه (در فرانسه جایزه اول جشنواره کن را دریافت کرد ) در همه کشورهای دیگر مورد بی‌اعتنایی قرار گرفت و در پخش عمومی نیز موفق نبود. 1958
8.فیلم‌های - اين همه حقيقت است- دن کیشوت - جانب دیگر باد و ... ناتمام ماندند.

9 . “تنها فیلمی که از ابتدا تا انتهایش را خودم نوشتم و تا پایان کار حمایت شدم همشهری کین یعنی اولین فیلمم بود.”

10. او در سال 1985 مرد و همچنان معتقد بود که: من دعا نمی‌کنم، چون نمی‌خواهم خدا را خسته کنم.