دست‌نوشته‌هایی پیرامون ادبیات، هنر و جامعه از خشایار مصطفوی
درباره‌ِ‌ی من About me:

من‌باب سواری از افکار و احساسات ما

من‌باب سواری از افکار و احساسات ما

1 - خانم آزاده نامداری یکی از آن مجری‌های لوس تلویزیون عکسی را منتشر کرده و نکرده، عکسی که اصلا معلوم نیست متعلق به خودش است یا نه، عکسی نصفه و نیمه و بریده شده، سندی بر اینکه شوهر سابق‌اش یک مجری لمپن و در عین حال، لوس دیگر او را کتک زده است. این فقط یه سوی ماجراست، سوی دیگر میلیون‌ها ایرانی مدرن ایستاده‌اند، در فضای علمی تخیلی سینه می‌درانند،بی‌تحقیق و دادگاه و حکم قاضی مرد را بی‌شک محکوم می‌کنند، برای قربانی اشک می‌ریزند و در باب خوبی یا بدی خشونت همدیگر را جر می‌دهند. سوال ساده است از کجا مطمئنیم که این عکس و داستان پشتش واقعی است؟ تنها چیزی که این میان ارزش ندارد حقیقت و یا حداقل میل به دانستن حقیقت است.
2 - خشایار دیهمی مترجم آثار فلسفی در همین فضای علمی تخیلی در ادامه‌ی نوشته‌هایش یادداشتی نوشته با نام "مصاف مستقیم - سخن آخر" و بالاترین شخص مملکت را به محاکمه خوانده و او را باعث فلاکت هفتاد میلیون ایرانی دانسته. که بر طبق تجربه عواقب‌اش برای ایشان واضح و مبرهن است.

این دو اتفاق را بگذارید کنار هم، به نظر من در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که به سادگی بر افکار و احساسات ما حکومت می‌کنند. افکار عمومی را کرده‌اند عرصه‌ی خاله خان باجی‌ها، حتی به ما می‌گویند چه زمانی به چه چیز فکر کنیم و چه زمانی چه چیزهایی را نادیده بگیریم. این ملت گلودریده و مدافع حقوق حشرات و حیوانات و بشرات در صحنه 750 اعدام سال 2014 کجا بودند؟