دست‌نوشته‌هایی پیرامون ادبیات، سینما و سیاست از خشایار مصطفوی
درباره‌ِ‌ی من About me:

‏نمایش پست‌ها با برچسب نوشته. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نوشته. نمایش همه پست‌ها

 


سال ۲۰۰۳ درست کمی ‍پیش از سقوط صدام حسین، ‍بسیاری از روشنفکران عراقی با خوش‌خیالی تصور می‌کردند که عراق بدون نظام دیکتاتوری صدام به مرکز و قطب دموکراسی در قلب خاورمیانه تبدیل خواهد شد. قانون اساسی جدید، احزاب و مطبوعات آزاد، انتخابات و همه‌پرسی‌های پی‌درپی‌ ... چه چیز می‌توانست جلوی‌شان را بگیرد؟ شاید حالا ‍پس از بیست سال بشود سوال دقیق‌تری پرسید، به راستی چه چیز باعث شد آن خواب شیرین درمورد عراق دمکراتیک به عراق جهنمی و وضعیت کنونی منتهی شود؟ کشوری که بعد از سال‌ها ناآرامی، جنگ داخلی و تاخت و تاز گروه‌های مسلح در حال اضمحلال، تجزیه و فروپاشی قطعی است... بگذارید جواب این سوال سخت را همین اول بگویم، وقتی به جای درک واقعیت‌های زمین بازی، سیاسیون و روشنفکران ارجحیت و اولویت را به کلیشه‌ای مثل دموکراسی بدهند چنین اتفاقاتی رخ خواهد داد... بسط دموکراسی در برخی از کشورها به معنای بسط آشوب در آنجاست زیرا مثلا گروه‌هایی که هیچ اعتقادی به امر و خواست جمعی ندارند از فضای دموکرات برای نابودی خود آن حداکثر بهره را می‌برند. در دموکراسی وجود حزب ضروری و ارزش است اما مثلا در عراق، ‍سودان یا لبنان احزابی متولد می‌شوند که سویه‌های قومی یا مذهبی دارند... شاید از خود ب‍پرسید چه اشکالی دارد؟ ولی بد نیست بدانید دو مقوله‌ی مذهب و نژاد، اساسا قاعده‌ی رای و صدای همگانی را نمی‌پذیرند زیرا مهمترین آبشخورشان دو مساله‌ی خدا و خون است مسایلی که غیرقابل تعامل‌ و معامله با دیگری هستند. همچنین معتقدین به مذهب و نژاد وقتی در بازی قواعد دمکراتیک می‌بازند نخستین کسانی هستند که به خود حق می‌دهند که برعلیه دیگران اسلحه‌ی مقدس بدست بگیرند و جنگ‌های داخلی را پدید می‌آورند. بله همین دو گروه (به گواه تاریخ درگیری‌های داخلی در عراق، سوریه افغانستان،سودان، ‍یوگوسلاوی، ‍گرجستان و ...) رویای دموکراسی را به میدان‌های واقعی نسل‌کشی و قتل‌عام تبدیل کرده‌اند... پس بعد جمهوری اسلامی چه باید بکنیم تا تاریخ تحولات پیرامون‌مان و این زوال ناگزیر را تکرار نکنیم؟ هدف نخست باید حفظ و حراست از ایران و تمامیت هویتی و ارضی آن و برقراری امنیت دربرابر دشمنان منطقه‌ای و سنتی این آب و خاک باشد. تنها در سایه‌ی امنیت و ثبات یک دولت مرکزی مقتدر می‌توان یک برنامه‌ی حداقل پانزده ساله‌ی رسیدن به دموکراسی حداکثری برای این مملکت را ‍پی گرفت. در این مدل بازگشت به نظام شاهنشاهی با سبقه‌ی دیرینه و کهن در تاریخ ایران و وجود شهریاری که بتواند همه‌ی مردم ایران را در این مسیر پر مشکل و سنگلاخ با هم متحد نگاه دارد، تضمین‌کننده‌ی عبور مسالمت‌آمیز از دیکتاتوری به مساله‌ی دموکراسی به شکل غربی خواهد بود... هیچ چیز اما در طول یک شب اتفاق نخواهد افتاد... باید به خودمان و ایران زمان بدهیم. نظر شخصی: تشکیل احزاب اتنیکی و مذهبی باید ممنوع شوند... هر کس خواست (از چپ تا راست) برای پارلمان و شوراها فعالیت سیاسی کند اما اینکه یک عده شیعه، بهایی یا کرد و ترک دور هم جمع شوند تا خواست‌های غیر دموکراتیک قومی یا مذهبی خود را دنبال کنند در نهایت به بی‌راهه بردن جامعه منتهی خواهد شد...
خشایار مصطفوی
به تاریخ مهر 1403 
 #پاينده_ایران  
#جاویدشاه
  #رضاشاه_دوم